العلامة المجلسي

270

حياة القلوب ( فارسي )

فصل سوم در بيان خواتيم واسلحه وأثواب ودواب وساير أسباب آن حضرت است شيخ طوسي به سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم انگشترى به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام داد وگفت : يا علي ! اين انگشتر را بده كه « محمد بن عبد اللّه » بر آن نقش كنند ، پس حضرت آن انگشتر را به حكّاك داد وچنانكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرموده بود امر فرمود كه نقش كنند ، چون روز ديگر انگشتر را از حكّاك گرفت ديد كه « محمد رسول اللّه » نقش كرده است ، گفت : من تو را چنين امر نكردم ، گفت : راست مىگوئى يا أمير المؤمنين ، من خطا كردم واز دستم چنين جارى شد . چون انگشتر را به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورد واقعه را عرض نمود ، حضرت انگشتر را گرفت ودر انگشت مبارك كرده فرمود كه : منم محمد بن عبد اللّه ومنم محمد رسول اللّه . وچون روز ديگر صبح شد ونظر فرمود به نگين ديد كه در زير نگين نقش شده است « عليا ولى اللّه » پس حضرت متعجب گرديد ، ودر آن حال جبرئيل نازل شد وگفت : حق تعالى مىفرمايد كه : تو آنچه خواستى نقش كردى وما آنچه خواستيم نقش كرديم « 1 » .

--> ( 1 ) . امالى شيخ طوسي 705 .